دندانقان

غزنویان جزو اولین سلسله ترک نژاد در ایران بودند. آنها از نواحی شرقی و مرکز آسیا بودند و حرفه اصلی آنها دامداری بود.
به فرمان سلطان محمود غزنوی دسته ای از غزان به ناحیه خراسان، در بیابان سرخس، ابیورد، شمال قوچان و مشهد فعلی آمده و مسکون شدند.

مبارزه ترکمن ها و غزنویان
بیهقی می نویسد: « ... این ترکمانان در حدود خوارزم پراکنده اند، و بیشتر قصد بلخ و تخارستان می کنند، باید نیرو زیاد فرستاد تا اینان شکست آیند، که قصد دارند از جیحون بگذرند. سال 426 ه.ق فوجی از ترکمانان قوی به حدود ترمذ آمدند و غارت کردند و چهارپایان براندند، جنگ بین «بگ تکین» سپاه سالار ترمذ و ترکمانان از چاشتگاه تا نماز مغرب ادامه داشت آنگاه ترکمانان هزیمت اختیار کردند، بگ تکین به دنبال آنان برفت، ترکمانی تیر انداخت و بر وی اصابت کرد و بعد از سه روز مرد. روز دوشنبه هشتم صفر خواجه احمد عبدالصمد با ترکمانان جنگی بروز دادند، ترکمانان در رمیده به کوه بلخان رفتند چند حاجب مقدم و با نام، بدنبال ایشان برفت و از جمله عبدوس کدخدای مشیر و مدبر بود. آنان چند روزی در باب اینکه نگذارند ترکمانان وارد خراسان شوند با ترکمانان مذاکره کردند و بالاخره بازگشتند. در این ایام ترکمانان قزل و بوقا به خدمت سلطان مسعود آمدند و در جنگ مکرانی ها در خدمت سلطان بودند و رهبر آنها یارق تغمش بود ...»
وقتی بیهقی از شورش ترکمنها و به اصطلاح از فساد نام می برد درباره مظالمی که از سوی دستگاه غزنوی بر آنان وارد می شد چیزی نمی نویسد مگر گرفتن 24 هزار گوسفند به عنوان مالیات و گروگان داشتن رهبران ترکمن ها، در ایامی که مسعود در استرآباد بود خبر از شورش ترکمانان رسید، در ناحیه سرخس، فراوه و نسا، امیر طوس به مسعود نوشته که گروهی از ترکمانان بر این ناحیه آمدند و من امر دادم تا اسبان و چهارپایان به سوی آنان بتازند. روز بعد بونصر مشکان به دربار امیر مسعود آمده از ورود ترکمانان سلجوقی به نسا و مرو خبر داد. امیر مسعود گفت: این هم نتیجه آمدن به استرآباد، ستور زین کنید و به سوی خراسان روانه شویم این سلجوقیان و نیالیان سواری ده هزار از جانب مرو هستند که به نساء آمدند و ترکمانان که آنجا بودند و دیگر فوجی از خوارزمیان مانع آنها نشدند. ترکمن ها قبل از حرکت به سوی خراسان با اعلام قبلی و با نوشتن نامه در خواست حرکت می کنند و با هرگونه برخورد نظامی مخالف بودند. ترکمن ها قصد جنگ نداشتند ولی وقتی مسعود به نیشابور رسید عده ای از درباریان مسعود که کینه شدیدی از ترکمن ها داشتند و دائم به مسعود اخبار دروغ می فرستادند او را به جنگ با ترکمن ها تحریک کردند، حتی در شهر به او گزارش دادند که ترکمانان نسا و باورد آرام اند و قصد جنگ ندارند با این وجود سلطان حمله را آغاز کرد.
« و نماز دیگر روز سه شنبه 21 شعبان، مردی از لشکر مسعود آمد که ترکمانان را بشکستند، قریب هفتصد، هشتصد سر در وقت ببریدند و بسیار مردم دستگیر و غنیمت بسیار گرفتند. در این ایام سه رسول از ترکمانان به نیشابور آمدند، یکی یبغو و دیگری طغرل و سومی داوود و دانشمند بخارا با ایشان بود. آخرین قرار بر آن شد که ولایت نسا و باورد و دهستان، محل سکونت آنها باشد و سه نفر فوق در خدمت دربار (گروگان) باشند، دهستان به نام داوود، نسا به نام طغرل و فراوه به نام یبغو نوشته شد و سه خلقت درست کردند چنانکه رسم ترکمن ها بود، کلاه دو شاخ و لوا و جامه دوخته به رسم غزنویان و اسب و استام و کمر به رسم آنها و جامه های نابریده از هر دستی هر یکی را سی تا.
روز آدینه نوزدهم محرم 428 هجری دو رسول ترکمان را به لشکرگاه آوردند یکی دانشمند بخاری مردی سخنگو و دیگر ترکمانی از نزدیکان او، آنها گفتند که ترکمانان تا حال هیچ فسادی نکردند و ما حاضریم هر گونه خدمتی به انجام برسانیم ولی رسول امیر مسعود جواب داد، این ترکمانان، خراسان را غربال کردند حال ناحیه دیگر، حال برو به سر کردگانت بگو میان ما و شما شمشیر حکم می کند و ما حاضر برای جنگ هستیم. روز سه شنبه قره صفر رسید که داوود سر کرده این ترکمان با چهار هزار سوار ساخته از راه رباط رزن، غور و سیاه کوه قصد غزنین دارد، مسعود گفت: هرگز این قوم راستی نیاید و به وزیر خود گفت تو به سوی هرات رو و ما با سپاهی گران در غزنین با داوود مقابله خواهیم کرد، روز بعد خبر رسید که آن خبر دروغ بود و حقیقت چنان بود که سواری در حدود 150 ترکمان بدان حدود بگذشتند، با آمدن این خبر حرکت مسعود به غزنین باطل گردید.
اخبار دروغ حکام محلی سبب حمله و کشتار و غارت اموال ترکمن ها می شد و آنها نیز در عکس العمل آن به کاروان های تجار حمله می کردند و آنان می نوشتند «ترکمن های غارتگر». در پنچ شنبه 22 ربیع الاول نامه هایی رسید از خراسان که ترکمانان در آن حدود پراکنده اند و شهر تون را غارت کردند و ابولحسن عراقی که سالار کرد و عرب است و بی خبر از اوضاع ترکمانان، عده زیادی را در پی آنان فرستاد که همگی تلف شدند. امیر مسعود وزیرش را روانه خراسان کرد و گفت: هر جا رسیدید نه نسل بگذارید نه حرث.»
زمانی که مسعود برای سرکوب احمد نیالتکین به هند رفته بود، ترکان غز دوباره سر به طغیان برداشتند. تاش فراش در نیشابور 50 تن از سر کردگان آنها را از جمله یغمر را به قتل رساند. ترکان به دامغان و ری و سمنان هجوم آورده و آنجا را غارت کردند. ابوسهل و تاش فراش و حاکم گرگان نیز که نزدیک ری به غزها رسیده بودند ضربه ای دیگر بر آنها وارد آوردند. ترکان مغلوب و 2000 نفر اسیر دادند و بقیه فرار کردند. سال بعد (429 ه.ق) لشکر مسعود در خراسان در مقابل شورشیان ترکمنهای سلجوقی به رهبری طغرل تار و مار شدند. بوسهل حمدوی و صاحب دیوان سوری با اموال بسیار فراری شدند و به گرگان آمدند. کالیجار در این زمان در استرآباد بود. وی از واقعه مطلع شد، بلافاصله به گرگان آمد و آنها را با تمام اموال به استرآباد فرستاد تا در امنیت بیشتری قرار داشته باشند. در سال 430 ه.ق زمانی که سلطان مسعود در استرآباد بود خبر شورش ترکمانان در سرخس و نسا از راه رسید. وی آماده نبرد شد. حمدوی صاحب دیوان جدید گرگان نیز به استرآباد آمد. پس از مشاوره به این نتیجه رسیدند که قبل از رسیدن ترکمانان به استرآباد و گرگان، حمله را آغاز نمایند.
مسعود یکی از سرداران خود به نام سیاشی را به جنگ آنها فرستاد، وی در نسا مغلوب و به هرات گریخت. سپس مسعود حاکم گرگان را به دفع آنها فرستاد، وی نیز مغلوب و به قتل رسید، سال بعد در نبرد دندانقان ترکمانان سلجوقی پیروزی عظیم بدست آوردند و تا سال بعد ولایات طبرستان و گرگان و آذربایجان را متصرف شدند. سلطان مسعود در سال 432 ه.ق زمانی که قدرت غزنویان شدیداً رو به افول بود، درگذشت. بعد از مسعود تا سال 582 ه.ق غزنویان به صورت دولت کوچک محلی در غزنین به حیات خود ادامه دادند.


دندانقان

 

 

 

قباد دوم، اردشیر سوم، شیرویه، ملکه پوراندخت، هرمز پنجم

 

 

 

 

 

یزدگرد سوم

یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود که در سن جوانی به حکومت رسید. زمانی که او به حکومت رسید، ایران در وضعیت آشفته ای قرار داشت. اعراب نیز پس از مدتی حمله به ایران را شروع کردند. بین یزدگرد و عمر در این دوران نامه هایی نیز رد و بدل شد و سرانجام سپاه ایران به فرماندهی رستم فرخزاد در محل قادسیه از سپاه اعراب مسلمان شکست خورد. به زودی تیسفون توسط اعراب فتح شد و ایرانیان به تدریج به اسلام گرویدند. یزدگرد که فراری شده بود به دست فردی ناشناس در نواحی مرو کشته شد.

 

 

قرن اول و دوم هجری قمری

امویان و عباسیان

خلفای اموی و عباسی

پس از خلافت عمر، عثمان و حضرت علی (ع)، امویان حکومت کرده و پس از چندی ضعیف شدند، عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی (بهزادان) و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما بعد ابومسلم را کشتند و حکومتی ظالم تر از امویان به وجود آوردند. بعدها قیام هایی از جمله قیام المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.

دمشق، بغداد

 

نیمه اول قرن سوم هجری

طاهریان

طاهر ذوالیمینین

طاهر از سرداران مامون بود که در خراسان حکومتی مستقل تشکیل داد. طاهر در چند جنگ خوارج را شکست داد. طاهر به تدریج سیستان و ماورا النهر را نیز تصرف کرد و آن مناطق را امن و آرام کرد. قیام سرخ جامگان به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان علیه خلافت عباسی در همان زمان صورت گرفت. هنچنین مازیار نیز در این دوران در طبرستان قیام کرد که توسط طاهریان سرکوب شد.

نیشابور

امیران دیگر تا محمدبن طاهر

حکومت طاهریان در زمان محمد بن طاهر توسط یعقوب لیث صفاری سرکوب شد.

 

اواسط قرن سوم هجری

علویان

داعی کبیر

علویان از نسل امام حسن (ع) بودند و در طبرستان و دیلم  حکومت تشکیل دادند. علویان به دست سامانیان نابود می شوند

آمل

ناصر کبیر

 

نیمه دوم قرن سوم هجری

صفاریان

یعقوب لیث صفاری

انقراض طاهریان توسط یعقوب- سرکوب خوارج – جنگ یعقوب با خلیفه عباسی و شکست از او

زرنگ

عمرولیث

جنگ با امیر اسماعیل سامانی بر اثر توطئه خلیفه – اسارت عمرولیث توسط خلیفه و قتل او در زندان بغداد – پس از او صفاریان به طور ضعیفی حکومت کوچکی در اختیار داشتند.

 

قرن چهارم هجری

سامانیان

امیران سامانی

وزیرانی چون جیهانی و بلعمی – بزرگانی چون رودکی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی – قدرت گرفتن تدریجی سپهسالاران

بخارا

اسماعیل

امیران سامانی

 

قرن چهارم هجری

آل زیار

مرداویج

 

اصفهان

وشمگیر

حمله سامانیان به آل زیار – آل زیار به جز گرگان همه متصرفات خود را از دست می دهند.

آل بویه

علی، حسن، احمد

شکست دادن خلیفه عباسی و به زندان افکندن او

 

عضد الدوله

کمک به عمران و آبادانی کشور و ساخت و ساز و کمک به کشاورزان

سایر امیران آل بویه

تجزیه و ضعف حکومت آل بویه

 

اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم هجری

غزنویان

آلپتکین

 

غزنین

سبکتکین

گسترش حکومت غزنوی – زندگی بابا طاهر عریان

سلطان محمود غزنوی

فتح سرزمین های بازماندگان صفاریان – تصرف قسمتی از قلمرو آل بویه – حمله محمود به هند – وزارت حسنک وزیر – زندگی ابوالقاسم فردوسی طوسی سراینده شاهنامه

سلطان مسعود

قتل حسنک وزیر – شکست از سلجوقیان در جنگ دندانقان

١٠٥٥ تا ١١٩٤ میلادی

اواسط قرن پنجم تا اواخر قرن ششم هجری

سلجوقیان

طغرل

پیروزی بر مسعود غزنوی در جنگ دندانقان - براندازی بقایای آل زیار - براندازی آل بویه - تایید توسط خلیفه بغداد – وزارت عمید الملک و ابوالقاسم جوینی – زندگی ناصرخسرو قبادیانی

نیشابور، اصفهان، بغداد

آلب ارسلان

پیروزی بر روم شرقی (بیزانس) در جنگ ملازگرد و اسیر کردن امپراتور روم – وزارت خواجه نظام الملک

ملکشاه

مرزهای سلجوقی از چین تا ترکیه امروزی پیش می رود - وزارت خواجه نظام الملک – تاسیس مدارس نظامیه – دوران قدرت حسن صباح سردسته اسماعیلیان آن زمان در غرب در قلعه الموت – تهیه تقویم جلالی توسط خیام و رسمی شدن تاریخ هجری شمسی در کشور در کنار تاریخ هجری قمری که بعدها دوباره تا زمان رضاخان فراموش شد

سلطان سنجر

سرکوب سرکشی های داخلی

شاهان دیگر سلجوقی

قدرت گرفتن اتابکان – تجزیه حکومت سلجوقیان – تهاجم قراختاییان، غزها و خوارزمشاهیان – زندگی شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق

١٠٩٤ تا ١٢٣١ میلادی

قرن ششم و اوایل قرن هفتم

خوارزمشاهیان

قطب الدین محمد

 

سمرقند، گرگانج

اتسز، ارسلان، سلطانشاه،

تکش

زندگی نظامی گنجوی (گنجه ای)

سلطان محمد

تصرف سرزمین قراختاییان و همسایه شدن با مغولان – غارت کاروان مغول در شهر مرزی اترار، مطالبه قاتلین از طرف چنگیز، مخالفت سلطان محمد به خواست ترکان خاتون مادرش – حمله مغولان به ایران، فرار سلطان محمد به جزیره آبسکون در دریای مازندران – زندگی عطار نیشابوری

جلال الدین

جنگ ها و تعقیب و گریز های طولانی جلال الدین با سپاهیان مغول و مقاومت در برابر چنگیز در شهرهای مختلف

١٢٥٩ تا ١٣٣٥ میلادی

نیمه اول قرن هفتم تا نیمه اول قرن هشتم

اشغال مغولان

چنگیز خان

حمله به نواحی مختلف ایران و قتل و کشتار فراوان و آتش زدن کتابخانه ها و... – چنگیز در پایان عمر متصرفاتش را به فرزندانش جوچی، تولوی، اکتای و جغتای می سپارد

تبریز، سلطانیه

ایلخانان

هلاکو

سرکوب اسماعیلیان، انقراض عباسیان، ساخت رصدخانه مراغه

اباقا، تکودار، ارغون، گیخاتو، بایدو

زندگی سعدی – زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی مشهور به مولوی

غازان

مسلمان شدن غازان– وزارت خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در دربار غازان

الجایتو (محمد خدابنده)

گرایش مغولان به تشیع – زندگی عبید زاکانی

ابوسعید

قتل خواجه رشید الدین فضل الله – سقوط ایلخانیان

 

اواسط قرن هشتم

دولت های محلی و هرج و مرج

حکام محلی

حکومت سربداران در این دوره بود که تعالیم اولیه آن به وسیله شیخ خلیفه گسترش یافت و پس از آن که او را به دار آویختند و گفتند او خود، خود را به دار آویخته، شیخ حسن جوری، شاگردش، راهش را ادامه داد. پس از آن، قیام مردم باشتین رخ داد و مردم به رهبری وجیه الدین مسعود و عبدالرزاق، شیخ حسن جوری را از زندان آزاد و حکومت سربداران را تشکیل دادند. سربداران بعدا به دست تیمور از بین رفتند.